سامانه های خبری
  آزادیخواهان مشهد  
  پیک نت  
  خبرگزاری جبهه دمکراتیک  
  پیک ایران  
  امروز  
  ایران امروز  
  ایسنا  
  گزارشگر  
  خبر گزاری کار  
  بی بی سی  
  ایران خبر  
  خبر نامه گویا  
  خبر گزاری جبهه دموکراتیک  
 
ليست سايتها
  نهضت آزادي  
  گويا  
  تكتاز  
  هادي خرسندي  
  نيمروز  
  جبهه متحد دانشجویی  
  نبوی آن لاین  
  سايت مبارزان  
  مهندس طبرزدی  
  شورای فرهنگی  
  ایران امید  
  آژانس خبری آینده سازان  
  نشریه 18 تیر  
  و ...  
 
تماس و چت
ارسال پيغام بهYahoo Messenger یا هو مسنجر دفتر طوس
 
رادیوهای برون مرزی
  رادیو صدای ایران  رادیو صدای ایران  
  رادیو فردا  رادیو فردا  رادیو فردا  
  رادیو یاران  
 
آرشیو سایت
  06/01/2003 - 07/01/2003  
  07/01/2003 - 08/01/2003  
  08/01/2003 - 09/01/2003  
  09/01/2003 - 10/01/2003  
  10/01/2003 - 11/01/2003  
  11/01/2003 - 12/01/2003  
  12/01/2003 - 01/01/2004  
  01/01/2004 - 02/01/2004  
  02/01/2004 - 03/01/2004  
  03/01/2004 - 04/01/2004  
  04/01/2004 - 05/01/2004  
  05/01/2004 - 06/01/2004  
  06/01/2004 - 07/01/2004  
  07/01/2004 - 08/01/2004  
  08/01/2004 - 09/01/2004  
  09/01/2004 - 10/01/2004  
  10/01/2004 - 11/01/2004  
  12/01/2004 - 01/01/2005  
  01/01/2005 - 02/01/2005  
  صفحه اصلی  
  براي دريافت کتاب «سیر تحول و عوامل بحران مداوم آن» اثر دکتر حسن ماسالی اينجا را کليک کنيد
 
  براي دريافت کتاب « اقتدارگرايان عليه حقوق بشر » اثر حشمت الله طبرزدي اينجا را کليک کنيد
 
 

Free All Political Prisoners in Iran NOW
18تير يك فرصت تاريخي - حشمت الله طبرزدي


با پرهيز از دامن زدن به احساسات و جو شعار زدگي تلاش مي كنم با ارائه ي يك تحليل واقع بينانه جايگاه 18 تير به عنوان يك نماد را مورد توجه قرار بدهم.
براي رسيدن به يك تعريف روشن ابتدا لازم است بر نقاطي دست بگذارم كه واقعيت هاي ملموس جامعه ي ايران در شرايط فعلي است و فكر مي كنم اين واقعيت ها مورد تاييد همه ي جناههايي است كه به نحوي مخاطب من در اين بحث قرار مي گيرند.آن واقعيت ها به اين شرح اند:
1- بحرانهاي اقتصادي سياسي اجتماعي حقوقي و فرهنگي جامعه هر روز تشديد مي شود. در واقع نه تنها هيچ يك از شاخص ها در زمينه هاي فوق بهبود نيافته بلكه هر روز بدتر مي شود. نرخ بيكاري، تورم، گراني عدم مشاركت دهي مردم در سرنوشت خود،عدم تحقق آزادي و دموكراسي، تشديد سركوب،عدم اميد به زندگي آمار طلاق، اعتياد، رشوه خواري و فساد مالي و اداري،عدم امنيت حقوقي واجتماعي، شكافهاي فرهنگي قومي نژادي و دهها شاخص ديگر درمورد عدم رعايت حقوق بشر و حقوق اساسي ملت ، مبين ادعاي فوق است كه حتي حكومت گران نيز بارها و بارها بر اين مساله تاكيد كرده اند.

2- عامل اصلي بحرانهاي فوق حكومت ايدئولوژيك ((ولايت فقيه )) و انحصار قدرت در دست گروهي از فقها و روحانيون و عوامل آنها مي باشد.اين قدرت انحصاري از يك سو با محروم كردن مردم از دخالت در سرنوشت خود زمينه هاي اقتصادي- سياسي را از بين برده و فقر و فساد و استبداد سياسي را حاكم كرده و از ديگر سو به دليل در پبش گرفتن سياست هاي تنش زا در سياست هاي خارجي عملا كشور را در انزوا قرار داده و زمينه ساز بحرانهاي گوناگون شده است. زمينه ي اين انحصار در قانون اساسي رژيم و اصول مربوط به ولايت مطلقه ي فقيه و حكومت ايدئولوژيك روحانيون است. به همين دليل تا وقتي اين قانون اساسي و ساختار قدرت وجود داشته باشد بحرانهاي گوناگون نيز روز به روز افزايش مي يابد. برخي اصلاحات در حوزه ي قضايي و امنيتي نه از روي صداقت و اعتقاد به اصول حقوق بشر و كرامت انساني بلکه صرفا به دليل فشارهاي بين المللي و يا درجهت يك فريبكاري سياسي ازسوي جناح اقتدارگراي رژيم مي باشد.
انتخابات فرمايشي و تشكيل مجلس غير قانوني تداوم سركوب دانشجويان، روزنامه نگاران، كوشندگان سياسي و نيزعدم آزادي زندانيان سياسي و نيز عدم تمكين در مقابل قوانين بين المللي در حوضه هاي مربوط به حقوق بشر و دموكراسي ، عدم حمايت از تروريسم ،عدم پايبندي به صلح خاور ميانه وعدم تلاش براي توليد سلاحهاي كشتارجمعي بيش ازهرچيزنمايانگراصلاح ناپذيري اين رژيم اقتدارگرا، استبدادي ومردم ستيزاست.
حتي اگر برخي از افراد موثر در قدرت بخواهند دست به اصلاحاتي بزنند ساخار قدرت و شكل گيري حكومت چند گانه باندهاي قدرت اين ابتكار را از آنها سلب خواهد كرد.
اينها گوشه‌اي از واقعيات موجود است كه براي تغيير آن به نفع دموكراسي ، قانونگرائي ،‌ حقوق بشر و رونق اقتصادي و براي دستيابي به يك حكومت پاسخگو چند راه حل ارائه می شود.
راه حل اول :
مربوط به جناح موسوم به اصلاح طلب است ، اصلاح طلباني كه به درون و بيرون حكومتي معروف شده اند وهر دو بخش از اصلاح طلبان در حفظ جمهوري اسلامي توافق داشته و در عين حال گروهي از آنها در ابتداي تشكيل مجلس ششم سخن از تغييراتي در برخي از اصول قانون اساسي به ميان آوردند. اين گروه نيز به مرور زمان و به دليل ناتواني در مقابل فشارهاي جناح اقتدار گرا دست از اين شعارها برداشتند.
اصلاح طلبان اينك خواهان اين هستند كه در قدرت مشاركت داشته باشند و با تغيير در رفتار حكومتگران آنها را تحت نظارت حكومت قانون قرار بدهند، به قول خودشان در صدد هستند كه قدرت را محدود و پاسخگو بكنند و اين در حالي است كه مجلس را از دست داده و زماني باقي نمانده تا دولت را نيز به حريف واگذار كنند
آنها كه روزي دو قوه را در اختيار داشتند توان نداشتند تا نهادهائي مثل ولايت فقيه ، شوراي نگهبان ، صدا و سيما ، قوه قضائيه ، سپاه ، نيروي انتظامي و بخشهاي ديگر را تحت حكومت قانون در آورند اينك كه از قدرت اخراج شده اند معلوم نيست چگونه مي‌خواهند چنين مهمي را به انجام برسانند.
بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت جناح اصلاح طلب حكومت شكست خورده است واين واقعيت بيش از هر چيز اصلاح ناپذيري جمهوري اسلامي را به اثبات مي‌رساند اگرچه اصلاح طلبان نيز در زمينه هاي گوناگون از جمله طرح شعارها و مطالبات، گزينش استراتژي و انتخاب تاكتيكها با اكثريت مردم هماهنگ نبوده و در كنار اين ضعفهاي آشكاربه لحاظ صداقت سياسي وضعف ارادي قادربه وصول همان مطالبات نيم بند نيزنبودند. بنابراين بخشي از نيروهاي جوان و آزاد انديش ازاصلاح طلبان عبور كرده و شعار اصلاح ناپذيري جمهوري اسلامي را پذيرفتند و بخش اصلي اصلاح طلبان تن به شكست و انزواي سياسي دادند.
پس از شكست پروژه اصلاح طلبي و يك كاسه شدن قدرت در دست جناح اقتدارگراي ولا يت فقيه و قطبي شدن جامعه به يك اكثريت ناراضي و معترض و اقليتي سركوبگروبهره مند ازهمه ي مواهب قدرت و ثروت اينك دو راه حل اصولي براي تغيير رژيم و برقراري يك نظام دموكراتيك سكولار طرفدار حقوق بشر و تساوي حقوق زن و مرد كه حقوق قوميت ها را به رسميت بشناسد و از حاكميت قانون دفاع نمايد مطرح است كه در دو بخش زير به آنها اشاره خواهد شد.
راه حل دوم:
دخالت نظامي از سوي كشورهاي خارجي شبيه به آنچه در عراق و افغانستان اتفاق افتاد.هيچكدام از ((جناحهاي اپوزوسيون)) به صورت رسمي از اين راه حل پشتيباني نكرده است اما در عين حال بخشهاي وسيعي از توده هاي مردم به هين راه حل دل بسته اند كه به بيان روشن تر مردم خواهان يك ناجي و يك نيروي فرهمند درمقابل ماشين سركوب جمهوري اسلامي هستند .آنها حتي انتظاري كه از رهبري ((اپوزسيون )) دارند اين است كه مثل يك ابرمرد دست به نجات كشوربزند! ايده ي گرايش به ناجي يا رهبري ((كاريزما )) زماني شكل مي گيرد كه مردم از اينكه خودشان بتوانند تغييرات بنيادين به وجود آورند مايوس شده باشند.
به نظر من اما نيروي نظامي خارجي آن ((ناجي اصلاحگر )) يا ((انقلابي )) نيست كه مردم در پي آن هستند به اين دليل كه اولا همه ي كشورها ي خارجي به ويژه اروپا نه به دنبال تغييررژيم درايران بلكه در فكر تغيير رفتار رژيم است.اين رويكرد به دليل تامين منافع انگليس وفرانسه وآلمان ازسوي جمهوري اسلامي است .آنها وقتي بخواهند دررفتار رژيم تغييراتي به وجود آورند به سراغ ((آلترناتيو))سازي رفته و تلاش مي كنند از طريق رسانه هاي تبليغي و سخن پراكني گروههايي از درون حاكميت را علم كنند. دستگاههاي حقوق بشري آنان مثل ديده بان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز و يا ساير نهادهاي مدعي دقيقا در چارچوب ايد‌ولوژي هاي سياسي عمل مي كنند .حتي براي كانديداهاي جايزه هاي به اصطلاح بين المللي به سراغ افرادي مي روند كه در چارچوب سياست هاي انها در برخورد با رژيم عمل كنند. بنابراين جناح اروپايي همواره به دنبال حفظ رژيم بوده و ملاهاي حاكم بر ايران نيز در فرصت هاي مناسب و با باج دهي سعي مي كنند از اين حمايت جناح امريكايي در برخورد با جمهوري اسلامي نيز بهره ببرند.
نتيجه ي سياست خارجي امريكا در اين منطقه حذف دو رژيم طالبان و صدام بوده كه هر دو با رژيم اسلامي دشمن بوده اند. درعين حال(( سازمان مجاهدين خلق)) به عنوان جدي ترين ((اپوزسيون)) مسلح جمهوري اسلامي كه ممكن بود با هماهنگي با كردهاي مسلح خطرات جدي براي رژيم به وجود آورد از سوي آمريكا مهار و خنثي شده؟‍ اگر اين واقعيت ها را نديده بگيريم نتيجه ي دخالت هاي مستقيم آمريكا در عراق چيزي جز خونريزي وخشونت نبوده ومعلوم نيست اگر درايران نيز به همين شكل عمل كنند وضع بهتري به وجود آيد. به نظر من اين وظيفه ي اپوزسيون است كه به صورت شفاف در اين زمينه با مردم سخن بگويد و چنين راه حلي را گوشزد كند.اگرچه پشتيباني نهادهاي بين المللي از مبارزات ملت ايران يك ضرورت قطعي است اما اين پشتيباني نبايد منجر به دخالت نظامي بشود و مردم نيز بايد اميد خود از ((ناجي ))هاي بيگانه را قطع كنند.
راه حل سوم:
به باور من تنها راه حل رهايي از وضع موجود شركت فعال همه ي لايه هاي اجتماعي در يك ((انقلاب دموكراتيك)) است. مردم از راه حل هاي اصلاح طلبانه مايوس شده اند اما معلوم نيست به راه حل ((انقلاب دموكراتيك)) باور داشته باشند. يكي از دلايل اصلي اين بي اعتمادي اين است كه براي رژيم يك قدت افسانه اي در نظر گرفته اند.البته مي پذيرم كه رژيم از يك قدرت بسيج كنندگي و سركوب مهمي برخوردار شده است اما اين قدرت شكست ناپذيرنيست. من ازراههاي گوناگون واز درون رژيم نسبت به نارضايتي و بي انگيزگي طيف وسيعي از ماموران رژيم براي تداوم حمايت از حكومت گران اگاه هستم و البته اين مساله اي نيست كه پنهان مانده باشد.اگراپوزسيون بتواند مردم را قانع كند كه امكان تغييررژيم ازراه تظاهرات و تحريم و تحصن و مبارزات همه جانبه و ملي وجود دارد و دو راه حل ديگر يعني اصلاح رژيم از درون يا بر اندازي با دخالت نظامي خارجي نفعي براي مردم در بر ندارد طيف هاي گسترده تري در اين انقلاب دموكراتيك شركت خواهند كرد. چند ماه پيش از برگزاري انتخابات فرمايشي مجلس هفتم به اپوزسيون پيشنهاد دادم تا از طرق مختلف، روستا نشينان و شهرستانيها را درمورد عدم شركت درانتخابات توجيه كنند اما گويا اين پيشنهاد من در هياهوي انتخابات گم شد. من در زندان هستم و به افكارعمومي دسترسي ندارم (دست ما كوتاه و خرما بر نخيل)اما اميدوارم اين پيشنهاد جدي گرفته شود.
18 تير فرصت بسيار مناسب و تاريخي است تا همه جنبشهاي اجتماعي اعم از جنبش كارگران و فرهنگيان و دانشجويان, دانش آموزان, بازاريان, صنعت گران, روحانيان, كشاورزان, زنان وهمه ي قوميت ها آحاد شهروندان را براي شركت يكپارچه در تظاهرات دعوت كنند.اگر تظاهرات مسالمت آميز برگزار شود بهانه ي سركوب كمتر خواهد شد.اگرچه سركوب گران از تجمع آزاديخواهان وحشت داشته و از همه ي امكانات خود براي سركوب بهره خواهند برد.آنها در حالي به منازل مبارزان يورش برده و رهبران جنبش سوم را به اسارت گرفته و گروهي از آنان را در مقابل دفتر سازمان ملل بازداشت كرده اند كه هنوز بيش از چهل روز تا برگزاري تظاهرات انقلابي 18 تير باقي مانده بود.آنها از دو ماه پيش از18 تيرهر روز دهها تن از جوانان مبارز را كه مي توانند در بسيج مردم موثر باشند دستگير كرده و به زندانهاي وزارت اطلاعات و سپاه تحويل مي دهند. من خود در زندان اوين شاهد اين مسايل هستم. در چنين مواقعي از ديده بان حقوق بشر و امثال چنين نهادهاي مدعي دفاع از حقوق بشر خبري نيست.
بارها و بارها از روي آگاهي و اطمينان بر این نكته تاكيد كرده ام كه اگرمردم متحد شده و براي آزادي و رهايي خود تصميم بگيرند در ظرف زماني كمتر از24 ساعت كاراين رژيم پوشالي اما به ظاهر مقتدر تمام خواهد شد. رهبران اپوزسيون در داخل و خارج اعم از جمهوريخواه و مشروطه خواه بايد بتوانند اعتماد مردم را براي راه اندازي يك انقلاب دموكراتيك و به قصد انتقال قدرت و برگزاري يك رفراندوم آزاد زير نظر سازمانهاي بين المللي براي تعيين نوع حكومت آينده ايران جلب نمايند.
18 تير به عنوان يك روز ملي فرصت بسيار مناسبي براي دست زدن به يك اعتراض سراسري و ملي است آزادي زندانيان سياسي ,مطبوعات,احزاب,ميتينگ,تظاهرات و برگزاري رفراندوم از مطالبات مقطعي يا دراز مدت آزاديخواهان است كه مي تواند به عنوان شعارهاي تظاهرات ملي 18 تير باشد.
در عين حال بايد به مردم گفته شود كه نبايد از يك تظاهرات ولو اينكه بسيار گسترده باشد,انتظار آزادي كامل و سرنگوني رژيم را داشت با تداوم تظاهرات و دامن زدن به تحصن ها و تحريم هاي همه جانبه ي داخلي و خارجي رژيم است كه فرايند يك انقلاب دموكراتيك شكل مي گيرد.
گسترش رسانه هاي ماهواره اي و اينترنتي ,نرم افزار لازم براي چنين انقلابي را فراهم مي سازد.رسانه هاي ديداري و شنيداري از فرصت استفاده كرده و مردم را براي يك رويارويي كامل با اين رژيم سركوبگر و ضد مردمي آماده سازند.
زنده باد آزادي-برقرار باد دموكراسي-گسسسته باد زنجير استبداد
حشمت الله طبرزدي
دبير كل جبهه دموكراتيك ايران
(jebhehdemokratikeiran@yahoo.com) ايران-تهران-زندان اوين 15/3/1383

   نظر خود را اینجا وارد نمایید:  


جبهه دموکراتیک طوس(مشهد) @ Copyright 2000 - 2004


دفتر طوس