سامانه های خبری
  آزادیخواهان مشهد  
  پیک نت  
  خبرگزاری جبهه دمکراتیک  
  پیک ایران  
  امروز  
  ایران امروز  
  ایسنا  
  گزارشگر  
  خبر گزاری کار  
  بی بی سی  
  ایران خبر  
  خبر نامه گویا  
  خبر گزاری جبهه دموکراتیک  
 
ليست سايتها
  نهضت آزادي  
  گويا  
  تكتاز  
  هادي خرسندي  
  نيمروز  
  جبهه متحد دانشجویی  
  نبوی آن لاین  
  سايت مبارزان  
  مهندس طبرزدی  
  شورای فرهنگی  
  ایران امید  
  آژانس خبری آینده سازان  
  نشریه 18 تیر  
  و ...  
 
تماس و چت
ارسال پيغام بهYahoo Messenger یا هو مسنجر دفتر طوس
 
رادیوهای برون مرزی
  رادیو صدای ایران  رادیو صدای ایران  
  رادیو فردا  رادیو فردا  رادیو فردا  
  رادیو یاران  
 
آرشیو سایت
  06/01/2003 - 07/01/2003  
  07/01/2003 - 08/01/2003  
  08/01/2003 - 09/01/2003  
  09/01/2003 - 10/01/2003  
  10/01/2003 - 11/01/2003  
  11/01/2003 - 12/01/2003  
  12/01/2003 - 01/01/2004  
  01/01/2004 - 02/01/2004  
  02/01/2004 - 03/01/2004  
  03/01/2004 - 04/01/2004  
  04/01/2004 - 05/01/2004  
  05/01/2004 - 06/01/2004  
  06/01/2004 - 07/01/2004  
  07/01/2004 - 08/01/2004  
  08/01/2004 - 09/01/2004  
  09/01/2004 - 10/01/2004  
  10/01/2004 - 11/01/2004  
  12/01/2004 - 01/01/2005  
  01/01/2005 - 02/01/2005  
  صفحه اصلی  
  براي دريافت کتاب «سیر تحول و عوامل بحران مداوم آن» اثر دکتر حسن ماسالی اينجا را کليک کنيد
 
  براي دريافت کتاب « اقتدارگرايان عليه حقوق بشر » اثر حشمت الله طبرزدي اينجا را کليک کنيد
 
 

Free All Political Prisoners in Iran NOW
آغازین روزهای تابستان گرم سال 1383روشنک بهشتی


آغازین روزهای تابستان گرم سال 1383 است ... تهرانم... اکنون حدودا یک ماه است در تهرانم... هر روز شاهد یک رخداد عظیم و شک آور هستم چگونه مردم ایران 25 سال است با این همه استرس زندگی می کنند عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر به من می گوید نسل امروز نسل اضطراب و استرس است نسل سوخته است اما از او می پرسم پس چگونه در مراسم های خود تصویر چگوارا چریک اسطوریه ای آمریکای لاتین را به نمایش می گذارید می گوید در زیر این خاکستر نسل سوخته! آتش است که زبانه می کشد! کافی است تند بادی بوزد تا آتش را به هر کوچه پس کوچه تهران و ایران بکشد ...
برایم جالب بود میدان انقلاب تهران ... خیابان انقلاب... روبروی دانشگاه تهران در پشت شیشه های اغلب کتاب فروشی های این خیابان... تصویر های بزرگ چگوارا ، خسرو گلسرخی ، هوشنگ گلشیری ، مهدی اخوان ثا لث ، احمد شاملو و اگر به داخل این فروشگاه ها بروید شخصیت های مبارز بسیاری را خواهید یافت تصاویر بزرگ دکتر ( علی شریعتی ) با قویترین کلمات وتمجید از مبارزه با استبداد همراه با کتاب هایی که هر یک... چه در عنوان خود و چه در طرح های جلد خود عموم را تشویق به حضور برای به دست آوردن آزادی می نمایند...
با تعدادی از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر به گفتگو نشستم بر من ببخشید که به واسطه فشارهای شدید حاکمیت نمی توانم دانشجویان را با نام یاد نمایم .
ازآنها می پرسم : که ایران به کدام سو می رود؟
دانشجویی می گوید : به سوی بسته شدن و تخته افکار عمومی به نا گاه چشمانش برقی می زند و می گوید البته موقتی است چندان دوامی نخواهد داشت و دوستش می گوید : نظام دینی علی رغم فرصت تاریخی که در طی 7 ساله گذشته داشت نتوانست خویش را با افکار نسل نو هماهنگ سازد افکار عمومی که تشنه آزادی سیاسی و اجتماعی هستند امروز از بدست آوردن آن در این حکومت نامیدند ...حاکمیت بر عکس سخن نوک پیکان خویش را بر روی این مسئله قرار داده صدها ساعت برنامه رادیویی و تلوزیونی در جهت نفی و تمسخر آزادی خواهی و ملی گرایی ، سکولاریزم ساخته شده است و هواداران چنین آرمان هایی را ( جوانان سوسول و لات و بی سروپا می خوانند ) دانشجوی دیگر با صدایی محکم می گوید : به نظر من به قول سعید حجاریان ما به 50 سال قبل برگشته ایم آنگاه که حرکت های مسلحانه بر علیه استبداد آغاز گشت بیژن جزنی ها .و احمد زاده ها قسمتی از این داستان شده اند .
دانشجوی ریز نقشی با صدایی گرفته خطاب به دوستش می گوید : آقا مگر نشنیدی در همین دو سه هفته گذشته درگیری های گچساران را که عده ای چریک همچون داستان سیاه کل در کوهستان برمایون با نیرو های نظامی درگیر شده اند و یا اینکه شهردار گچساران که گویا از پرسنل رسمی اطلاعات بوده را به همین واسطه در نزدیکی شیراز ترور نمودند . دانشجویی که ابتدا از چگوارا می گفت ، صحبت دوستش را قطع کرد و گفت : این طبیعی است وقتی دهان ملت بسته شود فرزندانش براحتی به سیاه چال بیفتند و به دخترانش تجاوز و حتک حرمت نمایند قاعدتا گروه هایی پیدا می شوند که در مقابل زور اسلحه بدست بگیرند تنها دختر جمع ما به من خیره شده است چشمانش می لرزد از او می پرسم شما چرا حرفی نمی زنید صدایش می لرزد او می گوید وقتی انقلاب شد من هنوز بدنیا نیامده بودم امروز 22 سال دارم و همیشه به پدر و مادرم می گویم : خفقان و استبداد امروز نتیجه عملکرد اشتباه شماهاست و آنها به من می گویند هدف ما چیز دیگری بود ما به همان خاطر که امروز شما آرزوی آن را دارید به خیابان ریختیم اما روحانیون آزادی را از ما دزدیدند!... اما برای من پذیرفته نیست اصلا پذیرفته نیست...
از آنها می پرسم هر جنبش مردمی باید دارای پیشوا و یک مجموعه سیاسی قوی برای نیروهای مردمی باشد آیا شما چنین گروهی را می شناسید ؟ دوستی که اولین بار با او صحبت نمودیم گفت : به واسطه خفقان و فشار سیاسی موجود، بین نخبگان سیاسی و مردم فاصله افتاده است، در گذشته این فاصله را دانشجویان پر می نمودند اما امروز دانشجویان هنوز گیج سیلی هستند که از جناح چپ حاکمیت به خصوص مجمع روحانیون مبارز و جبهه مشارکت خورده اند آنها به آرمان های آزاد یخواهانه ما خیانت نموده اند، مجمع با همراه شدن با استبداد و مشارکت با سکوت و سپردن عنان خود به دست مجمع...
دوستی که صدایش ضعیف آهسته بود دستش را بلند می کند و همزمان می گوید : ببینید امیدوارم منظور دوستمان از نخبگان، امسال سروش ،آقاجری و یا حجاریان ها نباشد!...
چرا که اینها خود عاملین فجایع امروزند من فکرمی کنم با ندای مردم کسان دیگری همراه ترند...
دوست دانشجویش می گوید حق با توست ! و رو به من می گوید: خانم بهشتی ملت ما ملت مظلومی است به این خاطر که به هر که دل می بندد خیانت می کند مثل همان رهبر انقلابی که چهره اش را در ماه می دیدند و یا مثل محمد خاتمی و شیرین عبادی که کاسه لیس ولایت مطلقه فقیه می شود به نظر من هم... تنها مشی که می تواند این نظام را
به زانو درآورد حضور پررنگتر مردم همراه با دانشجویان در حرکت های اجتماعی همچون تظاهرات ها وتحصن ها می باشد البته باید کم کم بهای بیشتری به حرکت های چریکی داد در این لحظه دخترک دانشجو می خندد و می گوید چون آخوند ها فوق العاده ترسویند کافی است آتش کوچکی زبانه بکشد تا ببینید چگونه عبا و نعلین خویش را می کنند و ریش هایشان را می تراشند از آنها تشکر می کنم و بعد خدا حافظی ...
سال قبل در زمستان وقتی در عکس های فرانس پرس و یا رویتر تجمع دانشجویان امیرکبیر را می دیدم همراه با نمای مشکی چهره بزرگ چگوارا بر زمینه قرمز، در کنار تریبون سخنرانی دانشجویان که به نمایندگان مجلس حاضر درجمع حضور می گفتند خوشحالیم که بالاخره دیدیم نمایندگان مجلس پی به اصلاح ناپذیر بودن حکومت حاضر برده اند . !!!...
توسط دانشجوی بدیدار یکی از نیروهای ملی مذهبی رفتم ، و از ایشان همان سئوالی که پیشتر پرسیده بودم را کردم که : ایران به کجا می رود ؟
ایشان می گفت : متاسفانه به واسطه فشار حاکمیت شاهد آن هستیم که آرمان های آزادیخواهان کم کم چاشنی خشونت را به فعالیت های خود افزوده اند و بیم آن میرود که تلاش های نیروهای ملی و مذهبی و تلاش های آنها در ارتباط با نیروهای ملی و روحانیون روشن بین ایران به خطر بیفتد از او می پرسم منظور شما از روحانیون روشن بین کدام یک هستند و او بی تامل نام محسن کدیور ،عبدالله نوری ،آیت الله طاهری و حتی حسین علی منتظری را برد !... برایم جالب بود که می دیدم در حالی که طیف جوان و دانشجویان به سکولاریزم می اندیشند نیرو های ملی و مذهبی در حال گفتگویی ایدئولوژیک با روحانیون منتقد حاکمیت هستند . از ایشان می پرسم آیا با گروه های سیاسی فعال و یا حتی سلطنت طلب ها در ارتباط هستند می گوید : آری اما در حد گفتگو... از او می پرسم از مجموعه{ علم ،حق و عدالت} پرفسور میرزایی که جدیدا شب نامه هایشان در سطح تهران پخش و دو نفر از نیرو هایشان در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران همراه با تعدادی از نیروهای جبهه دموکراتیک و جبهه متحد دانشجویی دستگیر شدند می گوید : اطلاعات ما در حد همان شب نامه ها است او می گوید: آنچه امروز در مورد نیرو های اپوزسیون فکرش را مشغول نموده است شورای ملی آزادیخواهان ایران است . می گوید دو شب پیش مصاحبه سخنگوی این شورا را با خانم حمیده آرمیده از صدای آمریکا شنیده است او می گوید من در پس چنین جریانی سازمان فداییان خلق و یا سازمان مجاهدین قبل از انقلاب را می بینم و این برایم جالب است به او می گویم اما انوشیروان یاور و یا سمندر اسکندری از این شورا بارها بر حکومتی دموکرات، سکولار و ملی تاکید نموده اند و او می گوید ما امروز نه تنها به این مجموعه بلکه به همه جریانات داخل و خارج از نظام با دیده شک و تردید می نگریم . از او می پرسم آیا 18 تیر امسال مردم عرض اندام خواهند کرد می گوید : از خودشان بپرسید اما با توجه جو پلیسی موجود فکر نمی کنم اتفاقی بیفتد ،در این لحظه به یاد چشمان لرزان دخترک دانشجو افتادم که می گفت : من از پدر و مادرم گله مندم و بعد نگاهی به موهای سفید آن مرد انداختم و در دل باز گفتم نسل امروز به کجا باید پناه ببرد .
قبل از نوشتن این متن سری به یکی از فرهنگسراهای شرق تهران زدم و با مسئول کتابخانه آن فرهنگ سرا به گفتگو نشستم و او می گفت : از وقتی این فرهنگسرا (8 سال پیش) افتتاح شده است هیچ گاه به این خلوتی نبوده و پیش از این جوانان بسیاری برای خواندن کتب مختلف و بالا بردن معلومات عمومی خویش به اینجا می آمدند اما امروز اغلب در آستانه کنکور و امتحانات دانش آموزان و دانشجویان کتابخانه رونق می گیرد البته در چنین زمانی هم اغلب همه با خود کتاب های تحصیلی شان را می آورند و کمتر کسی میل و اشتیاق به آموختن نکات جدید، را دارد در واقع امید به آینده در بین جوانان، فوق العاده کم شده است ... در اینجا به یاد صحبت های سفیر کانادا در ایران افتادم او می گفت ( 20 سال پیش سفیر کانادا در کره جنوبی بوده است ، در آن زمان در کره جنوبی خانواده ها برای تحصیل فرزندانشان فوق العاده ارزش قائل بودند و تعداد دانشجویان آن زمان کره مثل امروز ایران فوق العاده زیاد بوده است فقط یک نکته بین ایران امروز و کره آن زمان متفاوت است و آن شور و علاقه فوق العاده جوانان و خانواده های آنان به آینده کره جنوبی بود اما متاسفانه در ایران ناامیدی و یاس در بین جوانان به وفور دیده می شود.)
خانم کتابدار صحبتش تمام می شود اما من همچنان به آن نا امیدی می اندیشم واقعا آخوند ها چه بلایی بر سر این مملکت آورده اند از یک طرف می خواهند عضو اتحادیه عرب شوند از طرفی آنان سرزمین های ما را می خواهند کودکان خرد سالی را می بینی که در گوشه خیابان چرت زنان سیگار می کشند و زنانی را می بینی که چادر را تا نوک بینی پایین کشیده اند و در چهار راه های تهران دستشان را به سویت دراز می کنند و می شنوی دختران بسیاری روزانه عازم کشور های عرب جنوب می شوند... به راستی آخوند کیست ؟...
به من بگویید آیا خدا به آنها گفته است چنین کنند ؟!!! اگر خدا گفته است پس با فریاد می گویم من از چنین خدایی بیزارم ...

روشنک بهشتی
عضو خبرنگاران بدون مرز

   نظر خود را اینجا وارد نمایید:  


جبهه دموکراتیک طوس(مشهد) @ Copyright 2000 - 2004


دفتر طوس