سامانه های خبری
  آزادیخواهان مشهد  
  پیک نت  
  خبرگزاری جبهه دمکراتیک  
  پیک ایران  
  امروز  
  ایران امروز  
  ایسنا  
  گزارشگر  
  خبر گزاری کار  
  بی بی سی  
  ایران خبر  
  خبر نامه گویا  
  خبر گزاری جبهه دموکراتیک  
 
ليست سايتها
  نهضت آزادي  
  گويا  
  تكتاز  
  هادي خرسندي  
  نيمروز  
  جبهه متحد دانشجویی  
  نبوی آن لاین  
  سايت مبارزان  
  مهندس طبرزدی  
  شورای فرهنگی  
  ایران امید  
  آژانس خبری آینده سازان  
  نشریه 18 تیر  
  و ...  
 
تماس و چت
ارسال پيغام بهYahoo Messenger یا هو مسنجر دفتر طوس
 
رادیوهای برون مرزی
  رادیو صدای ایران  رادیو صدای ایران  
  رادیو فردا  رادیو فردا  رادیو فردا  
  رادیو یاران  
 
آرشیو سایت
  06/01/2003 - 07/01/2003  
  07/01/2003 - 08/01/2003  
  08/01/2003 - 09/01/2003  
  09/01/2003 - 10/01/2003  
  10/01/2003 - 11/01/2003  
  11/01/2003 - 12/01/2003  
  12/01/2003 - 01/01/2004  
  01/01/2004 - 02/01/2004  
  02/01/2004 - 03/01/2004  
  03/01/2004 - 04/01/2004  
  04/01/2004 - 05/01/2004  
  05/01/2004 - 06/01/2004  
  06/01/2004 - 07/01/2004  
  07/01/2004 - 08/01/2004  
  08/01/2004 - 09/01/2004  
  09/01/2004 - 10/01/2004  
  10/01/2004 - 11/01/2004  
  12/01/2004 - 01/01/2005  
  01/01/2005 - 02/01/2005  
  صفحه اصلی  
  براي دريافت کتاب «سیر تحول و عوامل بحران مداوم آن» اثر دکتر حسن ماسالی اينجا را کليک کنيد
 
  براي دريافت کتاب « اقتدارگرايان عليه حقوق بشر » اثر حشمت الله طبرزدي اينجا را کليک کنيد
 
 

Free All Political Prisoners in Iran NOW
چشمان غريب اميد

دوشنبه، 21 اردىبهشت، 1383
مرخصی چند روزه اميد عباسقلی نژاد از زندان آنقدر برايم دلنشين و زيبا بود که وصف آن را نميتوانم بکنم.
شعر زير را گر چه ميتوان به تمامی آزاديخواهان ايران زمين تسری داد اما من اين شعر را به اميد نازنينی تقديم ميکنم که شرح پايمردی ، استقامت ‌و زيبايی انديشه خردگرايانه اش مرا تا ناکجا آبادها به همراه برده است .
شعر وصف حال آنانی است که از برای حرمت انسان به مصاف ديو ستيزان رفته اند ولی افسوس که ما مردمان فارغ از انديشه و اهداف آنان بيش از پيش در مرداب زندگی فرو رفته ايم .

غريبستان چشمانت كه باغ زرد تنهاييست
پيام درد دارد براي قوم بي دردان

براي من ، براي ما كه در دنياي خود غرقيم

و فارغ از شما مردان رنجور ستمديده

-- كه آذين بسته بر دست و شكسته پاي خسته تان دو صد

چين و چروك و زخم و پينه

از اين عصر پر كينه --

به عيش و نوش و خوش بودن گرفتاريم

و ما بر كشتي پر زرق و برق خويش

بسان ناخدايي كه خداي كشتي خويش است مي مانيم

و باد ميل مي تازد

به هر سويي كه مي دانيم نمي دانيم ، مي رانيم



شما هم غرق گردابيد

و دشت غربت چشمانتان لبريز باران است

هم از آب هم از اشك

هم از اشك هم از آب

و همپاي خروشان موج جانفرسا

-- كه مي تازد بسان تازيان گرده ساي استخوان كاوي بر روي نازك اندامتان --



هجوم مرگ هم مينوازد ساز خود را

چه بد آهنگ و ناموزون و وحشت زا

و نايد هيچ دستي رسيماني برون از كشتي ما ناخدايان خدا نشناس

كه يك تن از شمايان را فرو گيرد ز كام مرگ

و آب و آب و موج و موج و مرگ و مرگ

و پژواك بهم خوردن موج قوي پيكر و دست ناتوان تو



* * *

باري ! فراز عرشه كشتي نشسته ايم و مي بينيم
نبردي نا برابر در مصاف موج ها با مرد

و تو مي دوزي اندر چشمان من

چشمان بهت آلود خود را

و مايوسانه مي پرسي :

" كدامين سو به ساحل راه مي يابم ؟

كدامين سو بود ياري كه دستم را به گرمي سخت بفشارد" ؟

من اما خاموش و آرام در كار تماشايم



* * *

ولي افسون چشمان تو جاويدانه خواهد ماند در باورم

و مي آزاردم هر دم مرور خاطرات آنچه كردم

با توي معصوم

من از سنگيني موج نگاهت روي گردانم

ولي از خويشتن نتوانم رهايي جستن و رستن

به هر سويي گريزي مي زنم شايد گريزي يابم از اين تن

ولي افسوس روانم را به ناچيزي گرو دادم به اهريمن

و اهريمن سگالش را كه جز ناپاكي و نا مردمي ها نيست

مسخر كرده در جانم

تو معصومانه خواهي مرد

و من با پستي ها مست خواهم ماند

دو صد نفرين به اهريمن

گسسته ريسمان هم الفت همخون و هم دينان

تو آنسان پاك و بي كينه به زير آب خواهي رفت

من اينسان در پلشتي غرق ، سوار موج خواهم تاخت

به سوي ساحلي در نا كجا آباد دريايي كه تا فرسنگهايي كه ندانم خيره

گسترده است

   نظر خود را اینجا وارد نمایید:  


جبهه دموکراتیک طوس(مشهد) @ Copyright 2000 - 2004


دفتر طوس