سامانه های خبری
  آزادیخواهان مشهد  
  پیک نت  
  خبرگزاری جبهه دمکراتیک  
  پیک ایران  
  امروز  
  ایران امروز  
  ایسنا  
  گزارشگر  
  خبر گزاری کار  
  بی بی سی  
  ایران خبر  
  خبر نامه گویا  
  خبر گزاری جبهه دموکراتیک  
 
ليست سايتها
  نهضت آزادي  
  گويا  
  تكتاز  
  هادي خرسندي  
  نيمروز  
  جبهه متحد دانشجویی  
  نبوی آن لاین  
  سايت مبارزان  
  مهندس طبرزدی  
  شورای فرهنگی  
  ایران امید  
  آژانس خبری آینده سازان  
  نشریه 18 تیر  
  و ...  
 
تماس و چت
ارسال پيغام بهYahoo Messenger یا هو مسنجر دفتر طوس
 
رادیوهای برون مرزی
  رادیو صدای ایران  رادیو صدای ایران  
  رادیو فردا  رادیو فردا  رادیو فردا  
  رادیو یاران  
 
آرشیو سایت
  06/01/2003 - 07/01/2003  
  07/01/2003 - 08/01/2003  
  08/01/2003 - 09/01/2003  
  09/01/2003 - 10/01/2003  
  10/01/2003 - 11/01/2003  
  11/01/2003 - 12/01/2003  
  12/01/2003 - 01/01/2004  
  01/01/2004 - 02/01/2004  
  02/01/2004 - 03/01/2004  
  03/01/2004 - 04/01/2004  
  04/01/2004 - 05/01/2004  
  05/01/2004 - 06/01/2004  
  06/01/2004 - 07/01/2004  
  07/01/2004 - 08/01/2004  
  08/01/2004 - 09/01/2004  
  09/01/2004 - 10/01/2004  
  10/01/2004 - 11/01/2004  
  12/01/2004 - 01/01/2005  
  01/01/2005 - 02/01/2005  
  صفحه اصلی  
  براي دريافت کتاب «سیر تحول و عوامل بحران مداوم آن» اثر دکتر حسن ماسالی اينجا را کليک کنيد
 
  براي دريافت کتاب « اقتدارگرايان عليه حقوق بشر » اثر حشمت الله طبرزدي اينجا را کليک کنيد
 
 

Free All Political Prisoners in Iran NOW
جـمهوری نـظاميان»

سرتيپ دوم سپاه حسين الله کرم
:
هرکس بخواهد خلاف موج انقلاب حرکت کند، دست و پايش را خواهيم شکست. (1)
سرتيپ محسن رفيقدوست:
اين ماجرا [مساله سخنرانی 13 رجب آيت الله منتظری] تنها زمانی تمام خواهد شد که سر فتنه از بدنش جدا شود.
سرتيپ قاسم سليمانی:
اگر سپاه فقط برای خون دادن است ما اين لباس را می بوسيم و کنار می گذاريم. ما هستيم برای اين که کسی خلاف مقام عظمای ولايت غلطی نکند (2)
سرلشگر رحيم صفوی:
بعضی ها را بايد گردن بزنيم. بعضی ها را زبانشان را قطع می کنيم و دست و قلم بعضی ها را بايد شکست. (3)
سرتيپ محمدرضا نقدی:
ما طاقت نداريم خلاف اسلام چيزی را ببينيم. که که نگران اسلام در قلب اروپا در بوسنی هرزگوين هستيم، اگر کسی بخواهد در اين کشور اسلامی چيزی خلاف اسلام بگويد، به خون برادران شهيدمان قسم، حنجره اش را با چنگ و دندان خواهيم دريد. (4)
سرلشگر محسن رضائی:
ما خودمان آزادی داده ايم، ما خودمان به مطبوعات آزادی داديم. يک شبه هم می توانيم همه ی اين ها را جمع کنيم. کسی به ما چيزی تحميل نکرده و مگر کاری برای انقلاب دارد يا برای نظام. خودمان مطبوعات را درست کرديم، خودمان آزادی داديم و خودمان هم می توانيم تمام اين ها را برداريم. (5)
روابط عمومی سپاه پاسداران:
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بار ديگر ضمن هشدار به دشمنان پيدا و پنهان ملت و به آن دسته از مطبوعات و قلم های مسموم و مشکوکی که از فضای آزاد کشور و نجابت و بردباری نيروهای انقلاب سود جستند... همگان را به رعايت امنيت ملی و اطاعت بی چون و چرا از مقام معظم رهبری دعوت نموده و در غير اين صورت گرفتار آتش خشم ملت حزب الله خواهند شد. (6)

ماموران نيروی انتظامی سه شنبه (25/1/1377) و بامداد چهارشنبه (26/1/77) برخلاف ماده ی 3 قانون مطبوعات با مراجعه به چاپخانه های افست، ايرانً، چاپ گستر، تمام صفحات روزنامه های ايران و همشهری را بازرسی نمودند.

ماموران اطلاعات قرارگاه ثارالله تهران در عصر روز 16/9/1379 با در اختيار گرفتن موسسه فرهنگی سبز ايران، کليه اموال و کتب اين موسسه را مورد بازرسی و مديران آن را به مدت بيش از پنج ساعت مورد بازجويی قرار دادند.

بنابر اخبار رسيده بازداشت و نگهداری غالب متهمان سياسی و مطبوعاتی از سال 1377 تا به حال توسط حفاظت اطلاعات و معاونت اطلاعات سپاه پاسداران انجام می گيرد و عمده ی بازجويان از پرسنل نظامی سپاه می بشند. همچنين وجود بازداشت گاه های وصال، 59 و 66 و 110 که برای سپاه می باشد گواه اين مساله بوده است.

1. نظاميان نبايد در سياست دخالت کنند:
نظاميان نبايد وارد عرصه ی سياست بشوند. اين اصلی است که هم در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده و هم اکثر کشورهای توسعه يافته آن را پذيرفته اند.
جوامع جديد و نظام های سيآسی و اجتماعی آن ها بسيار پيچيده و تخصصی عمل می کنند و نظاميان از آن جا که برای وظايفی خاص و بسيار حساس و البته خطير آموزش ديده اند، عمدتا با اين علوم سياسی و اجتماعی بيگانه هستند و فاقد اين تخصص برای شيوه های مديريتی و اجتماعی بوده اند، و در ثانی نظاميان از آن جا که همواره به «نظام پادگانی» و بی چون و چرا بودن فرامينشان با اتکا به زور و اسلحه می انديشند، فلذا هيچ گاه مشروعيت حکومت کردن بر شهروندان را ندارند.
از طرف ديگر از آن جا که علوم و فنون نظامی همچون ديگر علوم بسيط نيست، هيچگاه نيروهای مسلح و نظاميان نسبت به زوايای پرپيچ و خم مصالحه و مصلحت انديشی و مذاکره و... در جوامع پيچيده و آينده و حال حکومت داری ضروری است، مهارتی نداشته اند.

2. نظاميان در سياست دخالت می کنند:
اما هستند نظاميانی که عليرغم موارد گفته شده در سياست آن هم به طرز محوری دخالت می نمايند، چرا که همواره در کشورهای توسعه نيافته «زور» جايگاه کليدی و تعيين کننده ای دارد و تصميم گيری پيرامون آينده ی کشور در اين قبيل کشورها بيشتر با زور و فشار توام می باشد. در اين کشورها ما شاهديم که يا نظاميان همانند گروه ها و احزاب متنفذ سياسی بر سياستمداران و حکومت تسلط و يا در آن ها دست دارند و يا اين که با کودتا، حکومت و دولتی نظامی تشکيل داده و حکمرانی می نمايند. البته کودتا و ايجاد حکومت نظامی در زمانی موفق خواهد بود و وقوع خواهد يافت که يا شمار فعالان در نظام و کوشندگان سياسی محدود باشد و يا اين که قسمت عمده ای از کوشندگان سياسی و صاحب نظران با کودتا و کودتاچيان موافق باشند.
البته از ديگر مواردی که نظاميان اين حق را به خود می دهند تا در سيآست دخالت نمایند، قدرت و کفايت رهبران سياسی، سنت هايی که شکل دهنده ی آنان و نوع روابط رهبران و حاکمان سياسی با فرماندهان نظامی می باشد.
فرماندهان و نظاميان همواره به نحوی تربيت شده اند که «امنيت ملی» را در خطر احساس می نمايند، فلذا برای دفع خطر و از بين بردن تهديدات همواره دخالت و حضور فعالانه و مستقيم خويش را ضروری حس می نمايند. به اطلاعيه زير توجه کنيد:
«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در اولين روزهای پيروزی انقلاب اسلامی به فرمان مبارک امام راحل (ره) به منظور پاسداری از انقلاب و ارزش های گران قدر آن پديد آمد، هيچ گاه از دغدغه ی دفاع از مردم کشور، نظام اسلامی و اصول و ارزش های مقدس انقلاب در قبال توطئه های دشمنان خالی نبوده است و اساسا ماموريتی جز اين برای خود نيستند...»

اما عمده ترين و اصلی ترين دليلی که دخالت نظاميان در سياست را باعث می شود، سياست زدگی نيروها و نهادهای آن جامعه می باشد. همان طور که می دانيم در جوامع توسعه نيافته همه ی نيروهای اجتماعی اعم از نظاميان، روحانيون، دانشجويان و کارگران... که کارکرد و شرح وظايف اصلی شان سياست نبوده، در سياست دخالت می کنند و خواهان پيشبرد نظرات و احکامشان در سياست و حکومت می باشند.
ساموئل هانتينگتون، جامعه ی سياست زده را «جامعه ی پراتوری» (8) می نمايد. در جوامع مدرن و توسعه يافته نهادهای سياسی و نيروهای اجتماعی در توزيع قدرت و مشارکت فعالانه سياسی و شيوه های کنترل قدرت (مثل انتخابات، گفتمان، پاسخگو بودن حکومت و...) توافق دارند، اما در جامعه ی پراتوری چون دامنه ی مشارکت سياسی محدود می باشد، انواع صورت های اعمال مستقيم مثل اعتصاب، کودتا، ترور، حذف فعالان و... به وفور يافت می شود و چون در اين گونه جوامع ستيز گروه ها و اصطکاک نيروهای اجتماعی و دسته های سياسی بسيار می باشد، حضور نظاميان همواره هميشگی و جوابی به اين کنش خواهد بود و از همين روی کارآيی و مشروعيت نهادهای سياسی و حاکميت و دولت در سطح بسيار پائينی می باشد.

3. چرا نظاميان جمهوری اسلامی در سياست دخالت می کنند؟
همان طوری که پيشتر گفتيم، دخالت نظاميان در سياست ناشی از ساختار سياسی و نهادی جامعه و بسته به نوع روابط حکومت و رهبران با فرماندهان نظامی نيز می باشد.
حضور پررنگ نظاميان در عرصه ی سياست، علی الخصوص پس از فوت آيت الله خمينی و به روی کار آمدن علی خامنه ای، به شدت محسوس بوده است. نظاميان حتی در مناصب فرهنگی و هنری نيز به کار گرفته شده اند. به عنوان مثال پاسداران نظامی در مناصب مديريت بنياد مستضعفان و جانبازان، معاونت سينمايی وزارت ارشاد، سازمان سياحتی و زيارتی بنياد، رياست باشگاه ورزشی پرسپوليس، ستاد رسيدگی به حوادث غيرمترقبه و زلزله زدگان و... به کار گرفته می شوند. دليل اين امر اين است که هر چقدر مشکلات مهم اقتصادی و اجتماعی و سياسی در يک جامعه بيشتر شود و مديريت جامعه و حاکم سياسی کفايت اصلاح امور را نداشته باشد، بی شک اعتراضات مردمی و عمومی همچون شورش، نارضايتی ملی و... و همچنين واکنش های مشکلات مردم همچون فقر، تورم و... روز افزون می شود. از همين جاست که حاکم درمانده تنها را ممکن را «اقتدارطلبی» می داند و نظاميان مشتاق بازگشت به دوران اقتدارگرايی (که در ايران مساوی بود با هشت سال جنگ تحميلی در جمهوری اسلامی) در سياست دخالت می کنند و اصولا اين دخالت و اظهارنظرها را هم حق لاينفک خود می دانند، چرا که بر اين باور می باشند که تنها شرط ابقای اين نظام، حضور فعالانه آن ها در عرصه ی سياست می باشد.
اين واقعيت است که هر چه جامعه و حکومت واپس مانده تر باشد، حضور نظاميان در آن فعالانه تر و هر چه جامعه مدرن تر بايد، نقش نظاميان، محافظه کارانه تر می شود.
امروزه با توجه به نقش پررنگ نظاميان از جمله فرماندهان و قشر عظيمی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عرصه ی سياست و عدم توانايی شان در کشورداری، ما شاهد آن هستيم که اکثر غائله ها و بحران های سياسی نيز بر اثر حضور غيرمسئولانه ی آن ها در جامعه بوده که مختصری از آن ها را ذکر می نمايم:
ساخت فيلم به ظاهر مستند کارناوال «عصر عاشورا» توسط بخشی از اطلاعات سپاه، بازداشت نيروهای ملی و مذهبی توسط حفاظت سپاه، انتشار بولتن ها و خبرهای دست چين شده توسط حوزه و نمايندگی ولی فقيه سپاه برای ائمه جمعه و جماعت، دخالت بسيجيان در انتخابات، فتوای رای به ناطق نوری به پاسداران و بسيجيان توسط نماينده ولی فقيه در سپاه و...

بر همين اساس است که جامعه ی ما را بيش از پيش خطر «کودتا و نظامی شدن» تهديد می کند، چرا که فضای سياسی ايران هر روزه پليسی تر و امنيتی تر می شود و نقش نظاميان با شيوه های ارتجاعی و خشن خاص خودشان بيشتر و بيشتر می گردد. فشار و اعمال زور جای خود را به فرهنگ دموکراسی و گفتمان می دهد و نظاميآن هر روزه خود را محق تر از ديروز برای حاکميت و حکومت بر مردم می بينند. اين وضع امروزه ی ايران است و به نظر من اگر کودتايی نظامی توسط عده ای از خشک مغزان سپاه پاسداران صورت نگيرد، بی شک فضای سياسی به شدت امنيتی و بسته خواهد شد که هر ندايی در نطفه خفه شود. در آن زمان است که حاکمان سياسی سکوت و نخوت عمومی را که البته از ترس و نفرت ملی می باشد، به حساب رضايت مردم خواهند گذاشت و از سکوت جامعه نوعی آرامش ملی تلقی خواهند کرد.

پی نوشت:
1. بهمن شماره 16 – ص 6
2. شلمچه شماره 26
3. شلمچه شماره 30
4. ماهنامه صبح شماره 9
5. روزنامه اخبار 10/2/ 1377
6. روزنامه همشهری 14/2/1377
7. Politicization
8. Praetorinism


   نظر خود را اینجا وارد نمایید:  


جبهه دموکراتیک طوس(مشهد) @ Copyright 2000 - 2004


دفتر طوس