سامانه های خبری
  آزادیخواهان مشهد  
  پیک نت  
  خبرگزاری جبهه دمکراتیک  
  پیک ایران  
  امروز  
  ایران امروز  
  ایسنا  
  گزارشگر  
  خبر گزاری کار  
  بی بی سی  
  ایران خبر  
  خبر نامه گویا  
  خبر گزاری جبهه دموکراتیک  
 
ليست سايتها
  نهضت آزادي  
  گويا  
  تكتاز  
  هادي خرسندي  
  نيمروز  
  جبهه متحد دانشجویی  
  نبوی آن لاین  
  سايت مبارزان  
  مهندس طبرزدی  
  شورای فرهنگی  
  ایران امید  
  آژانس خبری آینده سازان  
  نشریه 18 تیر  
  و ...  
 
تماس و چت
ارسال پيغام بهYahoo Messenger یا هو مسنجر دفتر طوس
 
رادیوهای برون مرزی
  رادیو صدای ایران  رادیو صدای ایران  
  رادیو فردا  رادیو فردا  رادیو فردا  
  رادیو یاران  
 
آرشیو سایت
  06/01/2003 - 07/01/2003  
  07/01/2003 - 08/01/2003  
  08/01/2003 - 09/01/2003  
  09/01/2003 - 10/01/2003  
  10/01/2003 - 11/01/2003  
  11/01/2003 - 12/01/2003  
  12/01/2003 - 01/01/2004  
  01/01/2004 - 02/01/2004  
  02/01/2004 - 03/01/2004  
  03/01/2004 - 04/01/2004  
  04/01/2004 - 05/01/2004  
  05/01/2004 - 06/01/2004  
  06/01/2004 - 07/01/2004  
  07/01/2004 - 08/01/2004  
  08/01/2004 - 09/01/2004  
  09/01/2004 - 10/01/2004  
  10/01/2004 - 11/01/2004  
  12/01/2004 - 01/01/2005  
  01/01/2005 - 02/01/2005  
  صفحه اصلی  
  براي دريافت کتاب «سیر تحول و عوامل بحران مداوم آن» اثر دکتر حسن ماسالی اينجا را کليک کنيد
 
  براي دريافت کتاب « اقتدارگرايان عليه حقوق بشر » اثر حشمت الله طبرزدي اينجا را کليک کنيد
 
 

Free All Political Prisoners in Iran NOW
مختصري از زندگينامه کوروش بزرگ (بخش هفتم)
استوانه کوروش

در مورد آنچه کوروش پس از فتح بابل انجام داده است ، سند ی به دست آمده که به استوانه ی کوروش معروف است. استوانه ی کوروش کبير در خرابه های بابل پيدا شده و اصل آن در موزه ی بريتانيا نگهداری می شود. اين استوانه را باستانشناسی به نام هرمزد « رسام » در سال ۱۸۷۹ ميلادی پيدا کرده است. بخش بزرگی از اين استوانه اينک از بين رفته است ولی بخشی از آن که سالم مانده است سندی مهم و تاريخی است مبنی بر رفتار جوانمردانه ی کوروش کبير با مردم شهر تسخير شده ی بابل و نيز يهوديانی که در اسارت آنان بودند. گوينده ی خط های آغازين اين نوشته نامعلوم است ولی از خط بيست به بعد را کوروش کبير گفته است. و اينک متن استوانه :


۱) « کوروش» شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه توانا ، شاه بابل ، شاه سومر و اکد.

٢) شاه نواحی جهان.

۳) چهار[ ...... ] من هستم [ ...... ] به جای بزرگی ، ناتوانی برای پادشاهی کشورش معين شده بود.

۴) نبونيد تنديس های کهن خدايان را از ميان برد [ ...... ] و شبيه آنان را به جای آنان گذاشت.

۵) شبيه تنديسی از ( پرستشگاه ) ازاگيلا ساخت [ ...... ] برای « اور» و ديگر شهرها.

۶) آيين پرستشی که بر آنان ناروا بود [ ...... ] هر روز ستيزه گری می جست. همچنين با خصمانه ترين روش.

۷) قربانی روزانه را حذف کرد [ ...... ] او قوانين ناروايی در شهرها وضع کرد و ستايش مردوک ، شاه خدايان را به کلی به فراموشی سپرد.

۸) او همواره به شهر وی بدی می کرد. هر روز به مردم خود آزار می رسانيد. با اسارت ، بدون ملايمت همه را به نيستی کشاند.

۹) بر اثر دادخواهی آنان « اليل » خدا ( مردوک ) خشمگين گشت و او مرزهايشان. خدايانی که در ميانشان زندگی می کردند ماوايشان را راه کردند.

۱۰) او ( مردوک ) در خشم خويش ، آنها را به بابل آورد ، مردم به مردوک چنين گفتند : بشود که توجه وی به همه ی مردم که خانه هايشان ويران شده معطوف گردد.

۱۱) مردم سومر و اکد که شبيه مردگان شده بودند ، او توجه خود را به آنان معطوف کرد. اين موجب همدردی او شد ، او به همه ی سرزمين ها نگريست.

۱٢) آنگاه وی جستجوکنان فرمانروای دادگری يافت ، کسی که آرزو شده ، کسی که وی دستش را گرفت. کوروش پادشاه شهر انشان. پس نام او را بر زبان آورد ، نامش را به عنوان فرمانروای سراسر جهان ذکر کرد.

۱۳) سرزمين « گوتيان » سراسر اقوام « مانداء» را مردوک در پيش پای او به تعظيم واداشت. مردمان و سپاه سران را که وی به دست او ( کوروش ) داده بود.

۱۴) با عدل و داد پذيرفت. مردوک ، سرور بزرگ ، پشتيبان مردم خويش ، کارهای پارسايانه و قلب شريف او را با شادی نگريست.

۱۵) به سوی بابل ، شهر خويش ، فرمان پيش روی داد و او را واداشت تا راه بابل در پيش گيرد. همچون يک دوست و يار در کنارش او را همراهی کرد.

۱۶) سپاه بی کرانش که شمار آن چون آب رود برشمردنی نبود با سلاح های آماده در کنار هم پيش می رفتند.

۱۷) او ( پروردگار) گذاشت تا بی جنگ و کشمکش وارد شهر بابل شود و شهر بابل را از هر نيازی برهاند. او نبونيد شاه را که وی را ستايش نمی کرد به دست او ( کوروش ) تسليم کرد.

۱۸) مردم بابل ، همگی سراسر سرزمين سومر و اکد ، فرمانروايان و حاکمان پيش وی سر تعظيم فرود آوردند و شادمان از پادشاهی وی با چهره های درخشان به پايش بوسه زدند.

۱۹) خداوندگاری ( مردوک ) را که با ياريش مردگان به زندگی بازگشتند ، که همگی را از نياز و رنج به دور داشت به خوبی ستايش کردند و يادش را گرامی داشتند.

٢۰) من کوروش هستم ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نيرومند ، شاه بابل ، شاه سرزمين سومر و اکد ، شاه چهار گوشه ی جهان.

٢۱) پسر شاه بزرگ کمبوجيه ، شاه شهر انشان ، نوه ی شاه بزرگ کوروش ، شاه شهر انشان ، نبيره ی شاه بزرگ چيش پيش ، شاه انشان.

٢٢) از دودمانی که هميشه از شاهی برخوردار بوده است که فرمانروائيش را « بعل » و « نبو » گرامی می دارند و پادشاهيش را برای خرسندی قلبی شان خواستارند. آنگاه که من با صلح به بابل درآمدم

٢۳) با خرسندی و شادمانی به کاخ فرمانروايان و تخت پادشاهی قدم گذاشتم. آنگاه مردوک سرور بزرگ ، قلب بزرگوار مردم بابل را به من منعطف داشت و من هر روز به ستايش او کوشيدم.

٢۴) سپاهيان بی شمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمين سومر و اکد تهديد کننده ی ديگری پيدا شود.

٢۵) من در بابل و همه ی شهرهايش برای سعادت ساکنان بابل که خانه هايشان مطابق خواست خدايان نبود کوشيدم [ ...... ] مانند يک يوغ که بر آنها روا نبود.

٢۶) من ويرانه هايشان را ترميم کردم و دشواری های آنان را آسان کردم. مردوک خدای بزرگ از کردار پارسايانه ی من خوشنود گشت.

٢۷) بر من ، کوروش شاه که او را ستايش کردم و بر کمبوجيه پسر تنی من و همچنين بر همه ی سپاهيان من

٢۸) او عنايت و برکتش را ارزانی داشت ، ما با شادمانی ستايش کرديم ، مقام والای ( الهی ) او را . همه ی پادشاهان بر تخت نشسته

٢۹) از سراسر گوشه و کنار جهان ، از دريای زيرين تا دريای زبرين شهرهای مسکون و همه ی پادشاهان « امورو » که در چادرها زندگی می کنند.

۳۰) باج های گران برای من آوردند و به پاهايم در بابل بوسه زدند. از [ ...... ] نينوا ، آشور و نيز شوش

۳۱) اکد ، اشنونه ، زميان ، مه تورنو ، در ، تا سرزمين گوتيوم شهرهای آن سوی دجله که پرستشگاه هايشان از زمان های قديم ساخته شده بود.

۳٢) خدايانی که در آنها زندگی می کردند ، من آنها را به جايگاه هايشان بازگردانيدم و پرستشگاه های بزرگ برای ابديت ساختم. من همه ی مردمان را گرد آوردم و آنها را به موطنشان باز گردانيدم.

۳۳) همچنين خدايان سومر و اکد که نبونيد آنها را به رغم خشم خدای خدايان ( مردوک ) به بابل آورده بود ، فرمان دادم که برای خشنودی مردوک خدای بزرگ

۳۴) در جايشان در منزلگاهی که شادی در آن هست بر پای دارند. بشود که همه ی خدايانی که من به شهرهايشان بازگردانده ام

۳۵) روزانه در پيشگاه « بعل » و « نبو » درازای زندگی مرا خواستار باشند ، بشود که سخنان برکت آميز برايم بيايند ، بشود که آنان به مردوک سرور من بگويند : کوروش شاه ستايشگر توست و کمبوجيه پسرش

۳۶) بشود که روزهای [ ...... ] من همه ی آنها را در جای با آرامش سکونت دادم.

۳۷) [ ...... ] برای قربانی ، اردکان و فربه کبوتران.

۳۸) [ ...... ] محل سکونتشان را مستحکم گردانيدم.

۳۹) [ ...... ] و محل کارش را.

۴۰) [ ...... ] بابل.

۴۱) [ ...... ] ۴٢) [ ...... ] ۴۳) [ ...... ] ۴۴) [ ...... ] ۴۵) [ ...... ] تا ابديت .
سايت کوروش کبير

muhammad.blogsky.com


   نظر خود را اینجا وارد نمایید:  


جبهه دموکراتیک طوس(مشهد) @ Copyright 2000 - 2004


دفتر طوس