سامانه های خبری
  آزادیخواهان مشهد  
  پیک نت  
  خبرگزاری جبهه دمکراتیک  
  پیک ایران  
  امروز  
  ایران امروز  
  ایسنا  
  گزارشگر  
  خبر گزاری کار  
  بی بی سی  
  ایران خبر  
  خبر نامه گویا  
  خبر گزاری جبهه دموکراتیک  
 
ليست سايتها
  نهضت آزادي  
  گويا  
  تكتاز  
  هادي خرسندي  
  نيمروز  
  جبهه متحد دانشجویی  
  نبوی آن لاین  
  سايت مبارزان  
  مهندس طبرزدی  
  شورای فرهنگی  
  ایران امید  
  آژانس خبری آینده سازان  
  نشریه 18 تیر  
  و ...  
 
تماس و چت
ارسال پيغام بهYahoo Messenger یا هو مسنجر دفتر طوس
 
رادیوهای برون مرزی
  رادیو صدای ایران  رادیو صدای ایران  
  رادیو فردا  رادیو فردا  رادیو فردا  
  رادیو یاران  
 
آرشیو سایت
  06/01/2003 - 07/01/2003  
  07/01/2003 - 08/01/2003  
  08/01/2003 - 09/01/2003  
  09/01/2003 - 10/01/2003  
  10/01/2003 - 11/01/2003  
  11/01/2003 - 12/01/2003  
  12/01/2003 - 01/01/2004  
  01/01/2004 - 02/01/2004  
  02/01/2004 - 03/01/2004  
  03/01/2004 - 04/01/2004  
  04/01/2004 - 05/01/2004  
  05/01/2004 - 06/01/2004  
  06/01/2004 - 07/01/2004  
  07/01/2004 - 08/01/2004  
  08/01/2004 - 09/01/2004  
  09/01/2004 - 10/01/2004  
  10/01/2004 - 11/01/2004  
  12/01/2004 - 01/01/2005  
  01/01/2005 - 02/01/2005  
  صفحه اصلی  
  براي دريافت کتاب «سیر تحول و عوامل بحران مداوم آن» اثر دکتر حسن ماسالی اينجا را کليک کنيد
 
  براي دريافت کتاب « اقتدارگرايان عليه حقوق بشر » اثر حشمت الله طبرزدي اينجا را کليک کنيد
 
 

Free All Political Prisoners in Iran NOW
به بهانه چهلمين روز كشتار كارگران شهر بابك
واكنش از نوع سكوت!



تهران - خبرگزاري كار ايران
از: سعيد فرزانه
چند روز ديگر چهلمين روز كشته شدن كارگران معدن مس خاتون آباد از توابع شهر بابك است، حادثه‌‏اي كه در همان روزهاي اول، وقتي كه هنوز مي شد، لخته‌‏هاي خون كارگران را بر آسفالت خشك ديد, خاموش شد.
روزهاي سختي بود كه برخي آقايان به آرامش و حلاوت نوشيدن يك بطري آب خنك فرو دادندش.
آن‌‏‌‏ها ‌‏بازي جديدي را شروع كرده بودند, نوعي بازي برنامه‌‏ريزي شده و قاعده‌‏مند, قاعدتا اعتراض چند كارگر نمي توانست، خللي در بازي انتخابات و مسائل جانبي آن مثل هوار كشيدن به خاطر عدم صلاحيت ايجاد كند. آن‌‏ها با جديت يك دختر بچه پنج ساله در هنگام عروسك بازي, بازي خود را تا حصول نتيجه مطلوب ادامه دادند و همان‌‏طور كه تغيير رئيس جمهوري يا حمله به مرزهاي كشور نمي‌‏توانست بازي دختر بچه را با مشكلي مواجه كند, مرگ چند كارگر هم موضوع قابل تاملي براي آنان نبود.
نتيجه انتخابات هم به لطف خدا و ياري همسايه‌‏ها معلوم شد و يك عده در دور اول يك‌‏راست بر صندلي هاي قرمز فرود آمدند و يك عده ديگر هم ماندند براي دور دوم، اما هنوز معلوم نشده كه چه كساني و با حكم تير چه كسي سينه كارگران را شكافته‌‏اند. كتاب تاريخ ايران از كارگر كشي صفحه خالي ندارد، اما اگر كسي پيدا شود كه حوصله نوشتن داشته باشد, تاريخ روزگار ما تا پيدا شدن حوصله در ذهن آدم‌‏هايش جريان دارد، هم‌‏چون خون سياوش.
اين نوشته سعي دارد با بررسي واكنش رسانه‌‏ها, مجلس و دولت كه هر سه در وقايع به شدت كم اهميت‌‏تري موضع گيري‌‏هاي صريح و آشكار داشتند , عمل‌‏كرد آنان را در قبال كشته شدن كارگران به خاطر يك اعتراض ساده تشريح كند.
الف- رسانه‌‏ها
اگر بي‌‏هوا آنتن تلويزيونتان بر اثر يك باد شديد روي تلويزيون‌‏هاي سياسي آن طرف آب بيفتد، احتمالا خيال مي‌‏كنيد، مردم تمام پمپ بنزين ها را به آتش كشيده‌‏اند و توي ميدان آزادي, نبش چهارراه جيحون سنگر ساخته‌‏اند. شك نكنيد كه گردانندگان اين تلويزيون‌‏ها همين‌‏قدر احمق هستند؛ اما اگر بر فرض محال گذرتان به سيماي ايران بيفتد, همه جا را به رنگ سبز عشق و صفا و صميميت مي بينيد؛ مكاني كه همه آدم‌‏ها به هم گل مي‌‏دهند و برخي اوقات هم شهردار پاي‌‏تخت به صورت اسلوموشن و با يك آهنگ ملكوتي همين‌‏طور اتوماتيك‌‏وار به مردم خدمات عرضه مي‌‏كند.
در مورد عمل‌‏كرد تلويزيون هاي سياسي فارسي زبان خارجي موضوع كاملا روشن است؛ آن‌‏ها براي كسي كه از او پول مي‌‏گيرند كار مي‌‏كنند, اما رسانه ملي ما انگار فراموش كرده كه از چه كساني پول مي‌‏گيرد؛ كارگران ايران به غير از سرمايه مليشان يعني نفت, هر ماه پيش از آن‌‏كه حقوقي دريافت كنند، ماليات پرداخت مي‌‏كنند. پولي كه مسوولين سيما بابت هزينه اسلوموشن كردن تصاوير و پخش نواي آسماني به كارمندانشان پرداخت مي‌‏كنند, تكه ناني است كه ذره ذره از سفره كارگران ايران برداشته مي شود؛ تلويزيون ايران حتي يك خبر كوتاه هم در رابطه با كشته شدن كارگران شهر بابك پخش نكرد.
واكنش هاي سيما در رابطه با حوادث اجتماعي- سياسي يك نوع مبتذل از كمدي است؛ شخصا انتظار حركتي ملي از رسانه ملي را ندارم.
حركت روزنامه‌‏هاي با آرم اصلاحات هم در قبال اين كشتار خنده دار بود؛ آن‌‏ها در اولين واكنش خبر را در چند سطر منتشر كردند؛ اما در روزهاي بعدي خبري از اين حادثه منتشر نشد؛ آن ها به اين علت در روز اول واكنش نشان دادند كه احتمال مي‌‏دادند، كارگران بر اثر ضربه يك شكست عشقي دست به اعتراض زده‌‏اند و در نتيجه رقباي عشقيشان هم آن‌‏ها را به قتل رسانده‌‏اند. بايد اعتراف كنيم كه خبر جدال دو« هوو» در سيستان و بلوچستان يا بازي رد صلاحيت‌‏ها براي روزنامه‌‏هاي اصلاح طلب, به لحاظ بار خبري بسيار پر ارزش‌‏تر از كشتار كارگران معترض در شهر بابك بود.
به ياد بياوريم سخن بزرگ مرد ادبيات ايران را كه در روزهايي كه بر اثر يك شور كاذب خيال مي‌‏كرديم، اوج شكوفايي مطبوعات است, گفت :« روزنامه هاي ايران سخيفند»
ب: دولت
در روز اول حادثه، مسوولين وزارت كشور و نيروي انتظامي، مسووليت كشتار را به گردن هم مي انداختند, اما كمي كه گذشت و ديدند موضوع آن‌‏قدرها هم مهم نيست، مثل پايان فيلم‌‏هاي هندي روي هم را بوسيدند و ترجيح دادند ديگر از غم و غصه و كشت و كشتار حرف نزنند.
رئيس جمهور خاتمي هم كه وزارت كشورش يكي از مظنونين اين كشتار است، در يك اقدام قاطع، هياتي را مامور رسيدگي به ماجرا كرد تا انشاءالله به همين زودي‌‏هاي زود تمام مجرمين دستگير شوند و به سزاي اعمالشان برسند. اين تنها واكنش دولتي بود كه شايد همان كارگران امروز خفته در گور, در دوم خرداد ماه 76 به موجوديتش راي دادند؛ همان دولتي كه وزيرانش به خاطر رد صلاحيت چند نماينده تصميم داشتند، دسته جمعي استعفا بدهند و...
اين بند را به عمد كوتاه مي‌‏كنم، چرا كه معتقدم سخن گفتن و انتقاد كردن از دولت خاتمي اين روزها ناجوانمردانه است, مثل كتك زدن كودكي كه وقتي به دنيا آمد، والدينش تصور ميكردند نابغه است؛ تقصير بچه چيست؟
ج: مجلس
كوچك‌‏ترين واكنش مجلسي‌‏ها مي‌‏توانست استيضاح وزير كشور باشد, اما تنها واكنش مجلس سخنان كوتاه نماينده شهر بابك در نطق پيش از دستورش بود؛ همان‌‏هايي كه چند وقت پيش به علت كشته شدن يك خبرنگار تابع كانادا به خاطر عكس گرفتن از ديوار زندان, كميته تحقيق و تفحص به راه انداختند و حتي در واكنش و جنجال از دولت كانادا هم پيشي گرفتند، در قبال كشتار 4 كارگر تبعه ايران سكوت كردند؛ آن‌‏ها لااقل مي‌‏توانستند، براي خالي نبودن عريضه از آن كميته‌‏هاي بانمك تحقيق و تفحص راه بيندازند، اما واقعا اين انتظار زيادي از آنان بود؛ از كساني كه در جهت ضربه زدن به كارگران در مدت حكومت گريشان بر صندلي‌‏هاي سرخ رنگ از هيچ كوششي فروگذار نكردند.
هنوز مهر تصويب نامه ماده94 نظام صنفي كه عملا كارگران واحد هاي كوچك توليدي را از حقوق طبيعي خود مثل حداقل دست‌‏مزد و بيمه و ساير مزاياي اندك قانوني محروم مي‌‏داشت، خشك نشده است. هنوز آن‌‏قدرها از زمان تصويب ماده16 لايحه ساختار سازماني نظام تامين اجتماعي كه دارايي كارگران را در غالب ايجاد وزارت رفاه به حراج مي‌‏گذاشت نگذشته‌‏است كه بشود آن را فراموش كرد و نمي‌‏توان كوشش آنان را براي تغيير قانون كار و كم كردن جنبه‌‏هاي حمايتي آن براي كارگران انكار كرد؛ پس وقتي تفكر آنان در قبال كارگران كاملا روشن است، چه‌‏طور مي‌‏توان انتظار داشت كه در مواجهه با كشتار كارگران موضع‌‏گيري كنند؛ البته موضع مثبت بعيد نبود كه همين قدر هم كه نگرفتند، جاي تشكر دارد.
اي كاش شوراي نگهبان آنان را به خاطر ضديت با كارگران رد صلاحيت ميكرد تا ديگر شك و شبهه‌‏اي باقي نمي ماند.

   نظر خود را اینجا وارد نمایید:  


جبهه دموکراتیک طوس(مشهد) @ Copyright 2000 - 2004


دفتر طوس